سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
433
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
دوست بداريد به خدا سوگند كه دوستى شما همواره با ما بود تا اين كه عيبى بر ما شد ( و به روايتى ) تا اين كه ما را مورد كينه مردم قرار داديد ! » . ( 1 ) ابن سعد مىگويد : به مستراح رفت ديد پشّههاى كوچك روى لباس او مىنشينند و خواست كه جامهء مخصوصى براى رفتن مستراح به تن كند ولى بعد با خود گفت چگونه من كارى بكنم كه رسول خدا ( ص ) و مردمان پس از او نكردهاند ، از اين رو آن كار را نكرد . مىگويد : دو بار اموالش را در راه خدا تقسيم كرد . و نيز مىگويد : مردى پرسيد : چگونه به سر برديد ؟ فرمود : « ما در ميان مردم ، بمانند بنى اسرائيل در بين فرعونيان به سر برديم در حالى كه فرزندانمان را سر بريدند و بزرگ و سرور ما ( على ) را بر منابر لعن كردند و دشنام مىگويند و ما را از حقمان بازمىدارند » . ( 2 ) و نيز ابن سعد مىگويد : هشام بن اسماعيل مخزومى فرماندار مدينه ، على بن حسين ( ع ) را اذيّت مىكرد و روى منبر به على ( ع ) ناسزا مىگفت و به آن حضرت جسارت مىكرد همين كه وليد بن عبد الملك به خلافت رسيد او را بر كنار كرد و دستور داد او را نگاه دارند تا مردم اگر شكايتى از او دارند بازگو كنند ، هشام گفت : به خدا سوگند كه من جز از على بن حسين ( ع ) از كسى نمىترسم زيرا كه او مرد صالحى است وليد حرف او را مىپذيرد ، پس على بن حسين ( ع ) به ياران و دوستانش سفارش كرد : مبادا متعرّض هشام بشويد سپس براى انجام كارى از كنار هشام گذر كرد و متعرّض او نشد در حالى كه هشام در حضور مردم ايستاده بود او را صدا زد و گفت : خدا بهتر مىداند كه رسالتش را در كجا قرار دهد ! ( 3 ) احمد در مسند به نقل از مكى بن ابراهيم و او از عبد اللّه يعنى ابن سعيد پسر هند و او از اسماعيل بن ابى الحكيم مولاى آل زبير از قول سعيد بن مرجانه نقل كرده مىگويد از ابو هريره شنيدم كه مىگفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : « هر كه بردهء مؤمنى را آزاد كند ، خداوند به خاطر هر عضوى از او عضوى از وى را از آتش جهنم آزاد كند حتى دست را به خاطر دست و پا را براى پا و آلت تناسلى را در برابر آلت » ، على بن حسين ( ع ) وقتى كه حديث را شنيد به سعيد بن مرجانه گفت : « تو خود اين را از ابو هريره شنيدى ؟ » گفت : آرى ، پس على بن حسين ( ع ) غلام خود ، مطرف را كه غير از او غلامى نداشت صدا زد و فرمود : « تو در راه خدا آزادى » اين حديث را صحيح بخارى و صحيح مسلم نقل كردهاند .